جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

110

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)

سيرِ تاريخ تعيين گرديد . اين مرد بزرگ در حالى كه سرشار از نيروى اراده ، نور تصميم و راستى دعوت بود و به آنچه كه خود و زندگى خود را وقف آن نموده بود ، صميمانه و از ته دل ايمان داشت ، اين سخن جاودان را كه نشان‌دهنده حقيقت پيامبران و عظمت صاحبان رسالت‌ها بود ، بر زبان آورد : « اى عمو ! به خداوند سوگند ، اگر خورشيد را در دست راست و ماه را در كف چپ من بگذارند كه از اين راه برگردم ، هرگز برنخواهم گشت تا خداوند آيين خود را پيروز گرداند و يا من در راه آن كشته شوم » . ابوطالب از شگفتى و مهر بىحد خود گريست و در آن هنگام ، فقط او شاهد راه و روش جديدى بود كه به‌زودى تاريخ به‌دست برادرزاده‌اش ، به‌سوى آن سوق داده خواهد شد . البته مهر و محبت عميقى كه محمد در خانه عموى خويش ابوطالب احساس مىكرد ، تنها از يك جانب نبود ، بلكه همهء اهلِ خانه بالخصوص « فاطمه بنت اسد » همسر ابوطالب و مادر على نيز به محمد مهر ورزيده و در دل خود ، نيكى و خير او را مىخواستند . اين بانوى بزرگوار و بافضيلت ، بنا به شهادت خود پيامبر كه هميشه به او احترام مىكرد و بزرگش مىداشت و او را « مادر » خطاب مىكرد ، همانند مادرى نسبت به فرزندش ، به او محبت مىنمود و محمد هميشه مىگفت : « هيچ‌كس پس از ابوطالب ، مانند فاطمه بنت اسد ، دل‌سوز و خيرخواه من نبود » . و شايد همين احترامى كه محمد براى همسر عمويش ابوطالب قايل بود - تا آن جا كه او را به‌مثابه مادر مىدانست و فرق بزرگى كه بين فاطمه و بسيارى از زنان قريشى آن روز از قبيل « حمالة الحطب » « 1 » وجود داشت - از جمله امورى بوده باشد كه در دل محمد گرد آمده و او را وادار ساخته بود كه دختر عزيز و محبوبش را همنام او كند . ابوطالب روزى به هيئتى كه از طرف قريش براى تحويل‌گرفتن محمد به نزد وى

--> ( 1 ) . لقبى است كه قرآن مجيد به همسر ابولهب داده است . م